رفیق نیمه شبهایم , غــــــــم است و اشک تکراریمدارا می کند عمـــــــریست با من , درد و بیـمارینمی پرسی چرا چشمم, دمادم خیس و بارانی است؟چرا رنگم شده ,مـــــــــــــانند آدم های سیگاری ؟مرا از پای در می آورد این درد ,می دانــــــــــــمامان از درد هجران و فغان از عمر اجـــــــباریزلیخا تا نباشی , حُسن یوســــــــف را نمی فهمیزمجنون می رباید قرص ماهت,عـقل وهوشیاریبیفشان آفـــــــــــتاب مشرقی : عطر نگاهــــت راکه امشب کم کنم رونق, من از بازار عـطاریبه یک ناز تو از سر می رود هوش و قرار دلمده پندم عسل بانو , به صبر و خویشـــتنداریچه زود از بام چشمانت قناری , مرغ دل پر زدیقینم شد ,زبانی گفــته بودی , دوســـــــتم داری
برچسب:
نویسنده: بردیا رستمیان
تاريخ: چهارشنبه
26 بهمن
1401 ساعت: 20:38